روایت حماسه ای که پایان ندارد؛ در مسیر حسین همه خادم اند
مقدمه : غروب، آرامآرام بر مرز چذابه سایه انداخته است. آخرین پرتوهای خورشید، آسمان را به رنگ نارنجی و سرخ درآورده است و نسیم ملایمی پرچمهای برافراشته بر موکبها را به حرکت درمیآورد. صدای نوحه و زمزمه دعا در میان جمعیت میپیچد. موکبها غرق نور شدهاند؛ خادمان با چای داغ، شربت و غذای گرم از زائران پذیرایی میکنند و عطر اسپند و چای تازهدم در فضای مرز پراکنده است. زائران، خسته از راه اما با دلهایی سرشار از شوق، از میان موکبها عبور میکنند و هر گوشه، تصویری از عشق، خدمت و همدلی را به نمایش میگذارد. درمیان این همه هیاهو ، آرامشی عجیب جریان دارد ، آرامشی که از دل های عاشق زائران می جوشد . اینجا هر قدم ذکر است و هر نفس سلامی به حسین (ع). صدای “یا حسین ” در میان جمعیت می پیچد و خستگی راه را از یاد می برد .انگار تمام مسیر راهی است از دل شلوغی به سوی آرامش و هر دل به امید رسیدن به حرم عاشقانه می تپد . ما نیز برای تهیه گزارش راهی چذابه می شویم تا حال و هوای این روزهای اربعین را برای جاماندگان اربعینی بنویسیم و روایتگر لحظه هایی باشیم که کلمات از توصیفشان کم می آورند .
