آرامش؛ بزرگترین سرمایه روزهای بحران
یادداشتی به قلم امینه قطبی
پایگاه خبری شیرین خبر، در روزهایی که کشور با بحرانها و شرایط دشوار، از جمله جنگ، روبهرو میشود، آنچه بیش از هر چیز اهمیت پیدا میکند، تنها تجهیزات، امکانات یا تصمیمهای کلان نیست؛ بلکه رفتار آگاهانه و مسئولانه تکتک شهروندان است. تاریخ بارها نشان داده است که ملتهایی که در سختترین شرایط، آرامش، همدلی و مسئولیتپذیری خود را حفظ کردهاند، آسیبهای کمتری دیده و با انسجام بیشتری از بحران عبور کردهاند. در چنین روزهایی، هر رفتار کوچک ما میتواند بخشی از یک مسئولیت بزرگ اجتماعی باشد.
نخستین مسئولیت هر شهروند، مدیریت صحیح مصرف انرژی است. برق، آب، گاز و سوخت، تنها منابع مصرفی زندگی روزمره نیستند؛ بلکه در شرایط بحرانی، بخشی از زیرساختهای حیاتی کشور محسوب میشوند و استمرار خدمات درمانی، امدادی، ارتباطی و عمومی به پایداری این منابع وابسته است. خاموش کردن چراغها و وسایل غیرضروری، استفاده بهینه از سیستمهای سرمایشی و گرمایشی، پرهیز از مصرف بیرویه آب و صرفهجویی در سوخت، اقداماتی ساده اما مؤثر هستند که اگر به یک فرهنگ عمومی تبدیل شوند، نقش مهمی در حفظ توان خدماترسانی کشور خواهند داشت.
در کنار مدیریت مصرف، آمادگی معقول برای شرایط اضطراری نیز اهمیت فراوانی دارد. هر خانواده بهتر است بدون نگرانی و هیجان، مقدار مناسبی از اقلام ضروری مانند آب آشامیدنی، مواد غذایی ماندگار، داروهای موردنیاز، چراغقوه، باتری، پاوربانک، رادیوی باتریخور، وسایل کمکهای اولیه و مدارک ضروری را در دسترس داشته باشد. چنین آمادگیای به معنای نگرانی یا انتظار برای وقوع اتفاقات ناگوار نیست؛ بلکه نشانه مسئولیتپذیری و آیندهنگری است. در مقابل، خریدهای هیجانی و انبار کردن بیش از نیاز، تنها موجب کمبود کالا، افزایش قیمتها و تشدید اضطراب عمومی خواهد شد و حق دیگران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
در روزهای بحران، آرامش تنها یک احساس شخصی نیست؛ بلکه یک مسئولیت اجتماعی است. فضای مجازی با سرعتی بیسابقه اخبار و تصاویر را منتشر میکند و گاهی یک شایعه میتواند بیش از خود بحران، امنیت روانی جامعه را خدشهدار کند. پیش از بازنشر هر خبر، تصویر یا فیلم، لازم است منبع آن را بررسی کنیم و تنها به اطلاعیههای رسمی و منابع معتبر اعتماد داشته باشیم. هر کاربر فضای مجازی، امروز یک رسانه است و مسئولیت رسانهای، از همان لحظهای آغاز میشود که دکمه «ارسال» را فشار میدهیم.
از سوی دیگر، نباید از آسیبپذیرترین اعضای جامعه غافل شویم. کودکان بیش از آنکه مفهوم بحران را درک کنند، اضطراب را از رفتار، لحن و نگرانی بزرگترها دریافت میکنند. حفظ آرامش والدین، توضیح شرایط با زبانی متناسب با سن کودک، ایجاد احساس امنیت و حفظ برنامههای روزمره تا حد امکان، میتواند از فشار روانی آنان بکاهد. سالمندان نیز ممکن است در تأمین دارو، رفتوآمد، دریافت خدمات درمانی یا انجام امور روزانه به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند. گاهی یک تماس تلفنی، سر زدن به همسایه سالمند، یا کمک در تهیه مایحتاج ضروری، ارزشی بسیار فراتر از آن چیزی دارد که تصور میکنیم.
همچنین رعایت ملاحظات امنیتی، یکی از مهمترین وظایف شهروندی در شرایط بحرانی است. انتشار تصاویر یا اطلاعات مربوط به مراکز حساس، زیرساختهای حیاتی، تجهیزات، مسیرهای امدادی، محل وقوع حوادث یا جابهجایی نیروهای امدادی، حتی اگر با نیت اطلاعرسانی انجام شود، ممکن است پیامدهای ناخواستهای برای امنیت عمومی یا روند امدادرسانی ایجاد کند. مسئولیتپذیری ایجاب میکند پیش از انتشار هر محتوایی، پیامدهای احتمالی آن را نیز در نظر بگیریم.
در چنین روزهایی، همدلی نیز به اندازه هر اقدام عملی ارزشمند است. توجه به حال اطرافیان، حمایت از خانوادههایی که شرایط دشوارتری دارند، همکاری با همسایگان، کمک به افراد کمتوان و پرهیز از رفتارهایی که موجب اضطراب عمومی میشود، سرمایه اجتماعی را تقویت میکند. جامعهای که اعضای آن در کنار یکدیگر میایستند، تابآوری بیشتری در برابر بحرانها خواهد داشت.
در نهایت باید به یاد داشته باشیم که عبور از روزهای سخت، تنها با امکانات و تجهیزات ممکن نیست؛ بلکه به سرمایهای ارزشمندتر نیاز دارد؛ سرمایهای به نام اعتماد، همدلی، مسئولیتپذیری و امید. اگر هر یک از ما، به اندازه توان خود، در مصرف منابع صرفهجویی کنیم، آرامش را به خانواده و اطرافیان منتقل کنیم، از کودکان، سالمندان و افراد آسیبپذیر حمایت کنیم و در انتشار اطلاعات دقت و مسئولیتپذیری داشته باشیم، بیتردید جامعهای مقاومتر، آگاهتر و امیدوارتر خواهیم ساخت.
بحرانها همیشگی نیستند؛ آنچه ماندگار میشود، شیوه مواجهه ما با آنهاست. آیندگان شاید شدت بحرانها را به خاطر نداشته باشند، اما بیتردید رفتار، همدلی و مسئولیتپذیری مردمی را که در سختترین روزها کنار یکدیگر ایستادند، از یاد نخواهند برد.
