فراتر از چاه شماره یك؛ بیداری روایت مسجدسلیمان در بازنمایی‌های نوین رسانه‌ای

فراتر از چاه شماره یك؛ بیداری روایت مسجدسلیمان در بازنمایی‌های نوین رسانه‌ای

مسجدسلیمان، تنها یک نقطه در نقشه ژئوپلیتیک انرژی نیست؛ بلکه یکی از نخستین شهرهای مدرن ایران است که در دل زاگرس متولد شد. ورود تکنولوژی حفاری در آغاز قرن بیستم میلادی (پنجم خرداد ۱۲۸۷)، تنها یک رویداد فنی نبود، بلکه یک لرزه عظیم در ساختار اجتماعی جامعه محلی بود. این شهر، کانون تبلوری بود که در آن «زمان خطی صنعتی» برای اولین بار با «زمان چرخه‌ای جغرافیا» آمیخت. در اینجا، نظم دقیق کارخانه‌های نفتی با ریتم کهن کوچ و زندگی مردم بختیاری تقابل کرد و از این تلاقی عجیب، هویتی شهری و تخصصی شکل گرفت که نظیر آن در هندسه توسعه ایران آن روزگار دیده نمی‌شد.

با این حال، در گفتمان عمومی رسانه‌های ایرانی، این شهر پیشرو اغلب در دام یک «کلیشه» گرفتار مانده است: یا به مثابه یک «یادمان شکوهمند آغاز» (چاه شماره یک) و یا به عنوان نمادی از تأخیر توسعه‌ای در عصر حاضر. این نگاه، مصداق بارز آن پدیده‌ای است که استوارت هال، نظریه‌پرداز برجسته رسانه، در نظریه بازنمایی به عنوان «تقلیل‌گرایی نمادین» یا «کلیشه‌سازی» تحلیل می‌کند. رسانه‌ها با تمرکز بر لایه ظاهری صنعت و آمار، از بافت پیچیده «هویت زیسته» این شهر غفلت کرده‌اند و اجازه نداده‌اند مسجدسلیمان به عنوان یک «متن پویای فرهنگی» برای نسل جدید خوانده شود.
آنچه نادیده گرفته می‌شود، «سرمایه نمادین» مسجدسلیمان است. هر «شیء تاریخی»—از دکل‌های نخستین حفاری، لوله‌های نفتی و خانه‌های قدیمی شرکتی، تا «راه‌های مال‌رو»، اسناد و تصاویر، «نام‌های نمره‌گذاری‌شده محلات» و حتی «طنین واژگان فنی در گویش محلی»—همگی «دال‌های رسانه‌ای» هستند که معنای عمیق خود را گم کرده‌اند. ما نیازمند نوعی «باستان‌شناسی رسانه‌ای» هستیم تا فراتر از آمار، لایه‌های پنهان فرهنگ کار، انضباط صنعتی و همزیستی قومیت‌ها را بازخوانی کنیم.
‌اگرچه بی‌شک پژوهشگران دغدغه‌مند، نویسندگان و مستندنگارانی تلاش‌هایی ارزشمند برای دست‌نخورده رها نکردن لایه‌های پنهان این تاریخ غنی داشته‌اند، اما باید با صراحت پذیرفت که در مقیاس رسانه‌های جریان‌ساز و عمومی، هنوز «حق مطلب» ادا نشده است. قاب‌های رسانه‌ای ما، هنوز ظرفیت نمایش تمام‌قد این «شکوه دیرین و پویایی نوین» را پیدا نکرده‌اند.

رسانه‌ها اغلب به «نمادهای فیزیکی» بسنده کرده‌اند، در حالی که مسجدسلیمان نیازمند «معنابخشی» است. مسئله، کمبود محتوا نیست؛ بلکه نیاز به یک «رویکرد رسانه‌ای تازه» برای دمیدن روح زندگی در این اسناد تاریخی است. از منظر رسانه، وقتی یک شهر بنیان‌گذار صنعت، تنها از طریق «بشکه‌های نفت» بازنمایی شود، دچار «تقلیل‌گرایی نمادین» شده است. این تقلیل‌گرایی، حق طبیعی این شهر را برای دیده‌شدن به عنوان «قلب تپنده هویت صنعتی ایران» سلب می‌کند.
بنابراین، بازپس‌گیری روایت در فضای نوین ارتباطی، به معنای عبور از «سند بایگانی‌شده» و رسیدن به «حافظه جمعی زنده» است. مسجدسلیمان، تنها زمانی از بند تقلیل‌گرایی رها می‌شود که رسانه، فراتر از کلیشه‌های صنعتی، پرده از چهره انسانی و پویای این شهر بردارد. این شهر، شایسته روایتی است که فراتر از تقویم‌های رسمی، به عنوان بخشی از «تپش مداوم هویت ملی» ما بازشناخته شود.

مسجدسلیمان، صدایی است که باید شنیده شود؛ نه فقط به عنوان خاطره‌ای از گذشته، بلکه به مثابه الهام‌بخشی برای روایت‌های تمدن‌ساز فردا.

فتح‌الله کرمی

رئیس انتشارات، تولیدات و ارتباطات رسانه‌ای

اخبار پربازدید